الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
165
الغدير ( فارسى )
« اى على ، تو در دنيا و در آخرت پيشوايى . دوستدار تو دوست من است و دوست من دوست خداست . دشمن تو دشمن من است و دشمن من دشمن خداست . واى بر آن كسى كه پس از من با تو دشمنى كند » . « 1 » « اى على ، خوشا بر كسى كه ترا دوست دارد و به تو اخلاص ورزد ، و واى بر كسى كه با تو دشمنى كند و ترا تكذيب نمايد . » « 2 » « هركس ترا دوست بدارد ، مرا دوست داشته و هركس ترا دشمن بدارد ، مرا دشمن داشته است » . « 3 » احاديث فراوان ديگرى نيز در اينباره آمده است . پس يك مسلمان چگونه مىتواند كه سخنان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را تصديق كند و آنگاه كرامت كسانى مثل شقيق را كه دشمن على عليه السّلام و دشنامدهندهء به او بود ، بپذيرد و او را مستجاب الدعوه بشمارد و دعايش را در بارش ابر نافذ بداند ؟ آرى ، آنجا كه از روى ناآگاهى خواسته شود در فضايل غلو به كار رود ، چنين نسبتهايى را مىتوان داد . اما جريرى كه اين روايت خندهآور را نقل كرده ، كسى است كه در همين كتاب احوال او را دانستهايد و هموست كه سه سال پيش از مرگش عقل خود را باخته و همين روايت از فرآوردههاى جنون اوست . 27 - سختيانى آب جارى مىكند ابو نعيم با اسنادش از عبد الواحد بن زيد روايت كرده كه گفته است : با ايوب سختيانى ( م 121 ) « 4 » در كوه حرا بودم . سخت تشنه شدم ، تا اينكه تشنگى را در چهرهء من ديد و گفت : چه عارضهاى به تو رسيده ؟ گفتم : تشنهام ، و بر جان خود مىترسم . گفت : آيا كار
--> ( 1 ) . مستدرك حاكم : 3 / 128 . ذهبى راويان آن را توثيق و تصحيح كرده است . ( 2 ) . همان : 3 / 135 ، اين روايت را نقل كرده و صحيح دانسته است . ( 3 ) . همان : 3 / 142 . روايت را حاكم و ذهبى صحيح دانستهاند . ( 4 ) . شرح حال او در حلية الاولياء : 3 / 3 - 14 آمده است .